الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
347
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
و هنوز جاى پاى خود را در فصل شباب محكم نكرده دوران كهولت و پيرى با وضع رقتبارش در برابر او آشكار مىشود . آيا باور كردنى است كه هدف اين دستگاه بزرگ و عظيم ، و اين اعجوبه خلقت كه نامش انسان است همين باشد كه چند روزى در اين جهان بيايد اين دورانهاى سه گانه را با رنجها و مشكلاتش طى كند ، مقدارى غذا مصرف كرده ، لباسى بپوشد ، بخوابد و بيدار شود و سپس نابود گردد و همه چيز پايان يابد . اگر راستى چنين باشد آيا آفرينش مهمل و بيهوده نيست ؟ آيا هيچ عاقلى اين همه تشكيلات عظيم را براى هدفى به اين كوچكى مىچيند ؟ ! فرض كنيد مليونها سال نوع انسان در اين دنيا بماند ، و نسلها يكى پس از ديگرى بيايند و بروند ، علوم مادى آن قدر ترقى كند كه بهترين تغذيه و لباس و مسكن و عاليترين درجه رفاه را براى بشر فراهم سازد ، ولى آيا اين خوردن و نوشيدن و پوشيدن و خوابيدن و بيدار شدن ، ارزش اين را دارد كه اينهمه تشكيلات براى آن قرار دهند ؟ بنا بر اين مطالعه اين جهان با عظمت به تنهايى دليل بر اين است كه مقدمه اى است براى عالمى وسيعتر و گسترده تر ، جاودانى و ابدى ، تنها وجود چنان جهانى است كه مىتواند به زندگى ما مفهوم بخشد ، و آن را از هيچى و پوچى در آورد . به همين دليل عجيب نيست فلاسفه مادىگرا كه اعتقاد به قيامت و جهان ديگر ندارند اين عالم را بى هدف و پوچ بدانند ، و براستى اگر ما نيز اعتقاد به چنان جهانى نداشتيم با آنها همصدا مىشديم ، اين است كه مىگوئيم اگر مرگ نقطه پايان باشد آفرينش جهان بيهوده خواهد بود ، لذا در آيه 62 سوره واقعه مىخوانيم وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ : « شما كه اين جهان - نشاه اولى - را ديديد چرا متذكر نمىشويد و به عالمى كه پس از آن است ايمان نمىآوريد ؟ !